مرتضى راوندى
114
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جديد مجامع بشرى است . شهر اور داراى شصت هكتار مساحت و شايد جمعيتى در حدود 24 هزار تن بود . در لاگاش ، يكى از بلاد سومر كه اطلاعات دقيقترى از آن در دست است ، يكى از فرماندهان مباهات مىكرد كه اوامر خود را بر جمعيتى در حدود دوشار ( معادل 36 هزار تن ) تحميل كرده است و شايد اين تعداد فقط شامل جوانان بوده است . جمعيت شهرهاى لاگاش ، اوما ، و خفاجه ، در طول هزارهء سوم پيش از ميلاد به ترتيب در حدود نوزده ، شانزده و دوازده هزار نفر بوده است . معابدى كه جهت خدايان مىساختند ، معرف وحدت اقتصادى و معنوى دنياى جديد بود . . . « 22 » در اين بلاد غير از مالكين و اجارهداران ، كهنه يا پيشوايان مذهبى نيز موقعيت ممتازى داشتند . غير از كشاورزان عدهء كثيرى از پيشهوران وسايل زندگى طبقهء ممتاز را فراهم مىكردند . تهيهء پشم ، تابيدن نخ ، بافندگى ، تهيهء آلات و ادوات فلزى و گاوآهن ، ساختن گارى و قايق ، كار طبقهء زحمتكش بود . از همين ايام پيشوايان مذهبى و طبقهء ممتاز به طبقات زحمتكش ظلم و ستم مىكردند . در يكى از فرمانهايى كه مربوط به 2500 سال ق . م . است ، از مظالم طبقهء ممتاز شهر لاگاش به تودهء مردم سخن رفته است . كهنهاى كه صاحب امتيازاتى بودند به انواع مختلف ، مردم را تحت فشار مى - گذاشتند . آنها فى المثل مبالغ گزافى بعنوان مخارج تشييع جنازه از مردم مىگرفتند و با زمين و دواب و لوازم و خدمتكاران خدايان ، آنچنان رفتار مىكردند كه گويى ملك شخصى و غلام خصوصى خود آنها بودند . كاهن بزرگ به باغ زيردستان مىرفت و از آنان درخواست هيزم مىكرد . اگر خانهء يكى از رجال متصل به خانهء يكى از افراد عادى مدينه بود ، وى مىتوانست خانهء مرد عادى را بدون پرداخت خسارتى تصاحب كند . اگر يكى از رعايا كرهخر زيبايى داشت و ارباب وى اظهار تمايل به خريدن آن مىكرد ، صاحب خر نمىتوانست قيمت عادلانهء آن را دريافت دارد . به اين ترتيب برخورد و اختلاف واقعى ميان طبقات به وجود آمد . « 23 » در اين جامعهء مقدماتى فقط طبقهء ممتاز قدرت خريد محصولات صنعتى جديد را داشت ، بههمين علت ، پيشهوران و هنرمندان اين دوره از كمى مشترى و نبودن خريدار رنج مىبردند . زندگى اقتصادى و اجتماعى و وضع طبقات در طليعهء تاريخ چنان كه اشاره شد در حدود سههزار سال پيش از ميلاد مسيح در نتيجهء اختراعات و اكتشافاتى كه نصيب سكنهء درههاى دجله و فرات و نيل و سند گرديد ، وضع زندگى مردم ، بهبود كلى يافت . مردم اين دوران مانند گذشته تسليم طبيعت نبودند و در نتيجهء خشك كردن باتلاقها ، ايجاد ترعهها ، و استفاده از چرخ و گاوآهن و وسايل ديگر ، تا حد زيادى ، از مشكلات كار كشاورزى كاسته شده بود . روى كار آمدن دولتها و حكومتهاى جديد ، در مناطقى كه سابقا نام برديم ، سبب گرديد كه جنگهاى داخلى و خانوادگى از بين برود و ثبات و آرامش نسبى كه شرط اول پيشرفتهاى اجتماعى است ، برقرار گردد . مدتها فعاليتهاى اقتصادى در
--> ( 22 ) . همان ، ص 85 . ( 23 ) . همان ، ص 91 .